الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
366
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
نكتهها 1 - چگونگى انتخاب خليفهء دوّم و سوّم مىدانيم خليفهء دوّم ، تنها يك رأى داشت و آن رأى « ابو بكر » بود كه به هنگام وداع با زندگى وصيّت كرد و با صراحت « عمر » را به جانشينى خود نصب نمود . در بعضى از تواريخ آمده است كه « ابو بكر » در حال احتضار ، « عثمان بن عفّان » را احضار نمود تا وصيّت او را نسبت به « عمر » بنويسد و به او گفت : بنويس « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » : اين وصيّتى است كه ابو بكر به مسلمانان نموده است . امّا بعد . . . اين سخن را گفت و بيهوش شد ، ولى « عثمان » خودش اين جملهها را نوشت : « امّا بعد فانّى قد استخلفت عليكم عمر بن الخطّاب و لم آلكم خيرا ، من عمر بن خطاب را خليفهء بر شما قرار دادم و از هيچ خير و خوبى فروگذار نكردم » . « 1 » هنگامى كه « عثمان » اين جمله را نوشت ابو بكر به هوش آمده ، گفت : بخوان و او خواند . « ابو بكر » تكبير گفت و گفت : من تصوّر مىكنم ( اين كه عجله كردى و خلافت را به نام عمر نوشتى براى اين بود كه ) ترسيدى اگر من به هوش نيايم و بميرم ، مردم اختلاف كنند . « عثمان » گفت : آرى چنين بود . « ابو بكر » در حقّ او دعا كرد . « 2 » از اين سخن به خوبى روشن مىشود كه « عثمان » اين لباس را براى قامت « عمر » دوخته بود و اگر فرضا « ابو بكر » به هوش نمىآمد اين وصيتنامه به عنوان وصيّت « ابو بكر » منتشر مىشد ، بنا بر اين جاى تعجّب نيست كه « عمر » نيز شورايى با چنان تركيب ، تنظيم كند كه محصول آن به هر حال خلافت « عثمان » باشد ،
--> ( 1 ) « آلكم » از مادهء « الا ، يألو » به معنى كوتاهى كردن و تأخير انداختن است بنا بر اين لم آلكم يعنى من هيچ كوتاهى نكردم ( لسان العرب ) . ( 2 ) كامل ابن اثير ، جلد 2 ، صفحهء 425 .